شاخه ی خشک شمشاد
باغچه ی کوچکمان
پر ز سنبل دلشاد
سوز و سرما برفت
بویی از عید آمد
پس ببینیم همه حاشیه ها
چادر گل گلی گلبانو
و عصای مشهدی آقا جون
خانه های ایتام
جامه های پاره
مادری آشفته
شانه های لرزان
چشمهای طفلان
و سرایی دیگر
پدری سخت در آغوش اجل
کودکان وامانده
بر سر خود بزنند
که ز درمان پدر
آه نبود در کاسه
مادران نالیدند
کودکان اشک بریختند ولی
چشم من دید چمن
رنگهای گل سرخ
آسمانی آبی
و زمینی سر مست
از گل و سبزه و بوی شب بو