سال نو مبارک
اینچنین در گذران
هرم این تابستان
برگی از پاییزان
ماههای سرما
روزهای ابری
بارش و یخبندان
و زمین بیدار شد
بلبلان سر دادند
نغمه ی شادی را
بوی سنبل آمد
خنده با گل آمد
کینه از یاد برفت
سالی از نو آمد
اینچنین در گذران
هرم این تابستان
برگی از پاییزان
ماههای سرما
روزهای ابری
بارش و یخبندان
و زمین بیدار شد
بلبلان سر دادند
نغمه ی شادی را
بوی سنبل آمد
خنده با گل آمد
کینه از یاد برفت
سالی از نو آمد
لحظه های سختی
گذر ثانیه ها
سبدی بدبختی
خاک مدفون میکرد
دیو زشت شب را
آسمان آبی شد
ناله ی شب سر شد
اختر اقبالم
چشمکش ، انور شد
بار الها، شکرت
پهن بر روی زمین
آسمان آبی سر زندگی
خالی از عطر برین
سنبل و لاله بدون رنگ شد
یاس و محبوبه دگر بویی نداد
ساز و آواز و دهل کوک نشد
گفتن قافیه ها جور نشد
در دل آشوب او ،موج
کاش این موج بخفت
سایه ی آرامش
چتر خود باز بکرد
سازش ، آواز بکرد
کاش ....
قربانی شد تا
بیابان زندگیم
دشتی شود
در پهنای طبیعت
فرزندانم درختانی
پر ثمر و شریک زندگیم
مدیری موفق
و من با بی خیالی
نظار ه گر این قربانی شدن
در دوردستها
یا از پشت پنجره
ببینم ترا
اما در این لحظه دوریت
برایم و برایت بهتر
ای همیشه محبوبم